پگاه روزگار نو _________

مؤسسه فرهنگی هنری ___

پگاه روزگار نو _________

مؤسسه فرهنگی هنری ___

آخرین نظرات
  • ۳۰ شهریور ۹۴، ۱۸:۵۹ - زهرا
    سلام

۲ مطلب با موضوع «فلسفه نظری تاریخ» ثبت شده است

 دکتر علی مرادخانی


خصوصیات کلی فلسفه نظری تاریخ

 کشف الگو یا پارادایم در تاریخ
فیلسوف نظری تاریخ سعی دارد یک ساختار، الگو یا پارادایم در تاریخ کشف شود. برای مثال دوری‌دیدن تاریخ در اکثر کتب مقدسه به‌خصوص در عهدین؛ کانت این ساختار را «نوع بشر» و هگل آن را «دولت» یا «عقل» می‌داند.
 غایت‌مندی
تاریخ تلولوژیک (Teleologic) دیده می‌شود. این غایت گاه تفسیر دینی شده و گاهی غیر دینی. از آگوستین (قرن 4 م) تا بوسوئه (قرن 17 م) این غایت براساس «مشیت» (Providence) تحلیل می‌شود.
بوسوئه: تمام آغاز و انجام حوادث براساس مشیت الهی انجام می‌گیرد.

دکتر علی مرادخان،فلسفه نظری تاریخ
پیدایش فکر تاریخی

فکر تاریخی در یونان از قرن 5 ق م شکل می‌گیرد. در نظر یونانی‌ها (قبل از ظهور فلسفه- 12 قرن ق م) شعر، تاریخ و فلسفه از یکدیگر قابل تفکیک نبودند. قرن 5 م آغاز این تفکیک و ظهور فلسفه و سیطره‌ی سخن فلسفی و به حاشیه‌رفتن تاریخ و سخن شعری است.
آغاز فلسفه در واقع آغاز فهم مفهومی از امور و شناخت شیء به‌واسطه‌ی مفاهیم عقلی است. سپیده‌دم درک مفهومی از مسائل، از دوره‌ی تالس شروع می‌شود. البته این به‌ معنای بی‌معنایی تاریخ برای یونانیان نیست.
هرودت و سقراط
هم سقراط و هم هرودت سعی داشتند دانش مربوط به امور انسانی را کشف کنند. سقراط سعی کرد این کار را در ادبیاتی طرح کند که فلسفه شد و هرودت سعی داشت در ادبیاتی تحت عنوان تاریخ این کار را به انجام برساند.
در تفکر یونانی طبیعت به ‌مانند خدایان خصلتی جاودانه دارد. آنچه زایل‌شدنی و ازبین‌رفتنی است، همانا عمل انسانی است. یونانی‌ها تمایل داشتند اعمال انسانی (قول و فعل) ضبط شود تا انسان بماند و ارزشی هم‌ارز طبیعت و خدایان بیابد. تاریخ تدارک دارویی برای این طلب بود. انسان یونانی این «باقی‌ماندن» را در پولیس/مدینه می‌دید. در واقع بقای انسان یونانی در مدینه انجام می‌شود. تأسیس فکر تاریخی با هرودت تضمینی برای بقای نوع بشر است.
مواد تاریخی هرودت شاهدان عینی بوده‌اند. او می‌خواست از رأی و گمان (doxa) عوام، شناخت علمی (episteme) را بیرون بکشد و یک علم ایجاد نماید: علم تاریخ. بحث از تاریخ در یونان بحث از امکان خلود انسان است.

غلبه‌‌ی سقراط و سخن فلسفی

یونانیان معتقد بودند که متعلق اپیستمه باید امر کلی، ثابت و باقی باشد. از آن‌جایی‌که تاریخ با امر جزئی و گذران سروکار دارد (تاریخ، علم به عمل انسان است)، نمی‌تواند علم تلقی شود، و چون متعلق فلسفه کلیات هستند (فلسفه علم به سازوکار طبیعت/فوسیس است)، می‌تواند علم باشد. جمع بین فلسفه و تاریخ در یونان یک پارادوکس بزرگ بود. ارسطو معتقد بود که حتی شعر نیز از تاریخ شأن والاتری دارد؛ چراکه کلی‌تر از تاریخ است. به این ترتیب غلبه‌ی نگاه و سخن فلسفی، مورخان را در پولیس به حاشیه راند.
مورخ مشهور دیگری که به ‌لحاظ زمانی پس از هرودت ظهور می‌کند و علی‌الظاهر کار او را ادامه می‌دهد، تحت سیطره‌ی این نگاه غالب یونانیان به علم، حتی از واژه‌ی‌ »تاریخ» استفاده نمی‌کند. کالینگوود معتقد است که کار توسیدید تداوم کار هرودت نیست؛ چراکه او سعی داشت بر اساس اسلوب طب بقراطی تاریخ بنویسد. در واقع مشغله‌ی توسیدید نه حوادث تاریخی، که قوانین طب بود.

دکتر علی مرادخانی


مشارب فلسفه‌ی تاریخ

به‌طور کلی و در یک دسته‌بندی عام، می‌توان مشارب فلسفه‌ی تاریخ را در دو گروه دسته‌بندی کرد:
  الف. فلسفه‌ی نظری تاریخ Substantive/ Speculative philosophy of history
 ب. فلسفه‌ی تحلیلی/ انتقادی/ علمی Analytical/ Critical/ Scientific
در ضمن این دسته‌بندی عمومی و کلی می‌توان به دو تلقی حاشیه‌ای نیز اشاره کرد؛ دو تلقی که البته فلسفه‌ی تاریخ به‌حساب نمی‌آیند.
اگزیستنس که از کی‌یرکگور به بعد فلسفه نظری تاریخ،دکتر علی مرادخانیشکل می‌گیرد.
فکر تاریخی که مورد توجه پست‌مدرن‌ها بوده است.
مبتنی بر دو مشرب کلی فلسفه‌ی تاریخ (نظری و تحلیلی)، دو نگاه به تاریخ نیز وجود دارد:
الف. در نظرگاه فلسفه‌ی نظری تاریخ، تاریخ معطوف به خودِ حادثه است.
ب. از منظر فلسفه‌ی تحلیلی تاریخ، تاریخ علم مرتبه‌ی دوم است.


آغاز فلسفه‌ی تاریخ

اصطلاح «فلسفه‌ی تاریخ» برای اولین بار از سوی ولتر (قرن 18) جعل شد. ولتر می‌خواست گزارش تقویمی حوادث و تاریخ علمی (نقل حوادث بدون دخالت‌دادن افکار و اندیشه‌های تاریخ‌نگار) را از یکدیگر متمایز کند.
فلسفه‌ی تاریخ به تقابل انسان و طبیعت در دوره‌ی جدید بر می‌گردد. فلسفه‌ی تاریخ به این معنا، در یونان و قرون وسطی وجود نداشته است.


فلسفه‌ی تحلیلی تاریخ

به یک اعتبار این سنت زاده‌ی قرن بیستم است و از کانت به بعد که نوعی علم‌شناسی موضوعیت پیدا می‌کند، زمینه برای شکل‌گیری این سنت فراهم می‌شود. «علمیت» و «علم بودن» و مسائل مربوط به آن، در این سنت فکری مهم تلقی می‌شود. و اولین پرسش مطرح در این سنت فکری، پرسش از علمیت تاریخ است: آیا تاریخ علم است؟
اهم مسائل مطرح در سنت فلسفه‌ی تحلیلی تاریخ به شرح زیر است.
   توصیف و تبیین
   ابژکتیویته یا عینیت
   بی‌طرفی ارزشی
   نگاه جزئی‌نگر یا کلی‌نگر و...
ادبیات فلسفه تحلیلی تاریخ در آثار باترفیلد، نیبور، پوپر، گالی، دری، گاردینر، والش، دیلتای، کروچه و... موجود است.