پگاه روزگار نو _________

مؤسسه فرهنگی هنری ___

پگاه روزگار نو _________

مؤسسه فرهنگی هنری ___

آخرین نظرات
  • ۳۰ شهریور ۹۴، ۱۸:۵۹ - زهرا
    سلام

دکتر محمدعلی رجبی


هنر خاص و هنر عام

برخی هنر را عین تفکر نمی‌دانند بلکه وسیله‌ی ظهور تفکر می‌دانند. در صورتی که با هنر و در هنر، نحوی از تفکر محقق می‌شود. اگر ما آنچنان که شیخ محمود شبستری می‌گوید: «تفکر رفتن از باطل سوی حق/ به جزو اندر بدیدن کل مطلق»، تفکر را سیر از کثرات به سوی حقیقتِ واحد بدانیم و نیز همانطور که نظامی در ابتدای خمسه‌اش می‌گوید: «خداوندا درِ توفیق بگشای/ نظامی را ره تحقیق بنمای»، تحقیق و تفکر را راهی بدانیم که پیمودن آن بدون توفیق میسر نیست، می‌بینیم که تفکر با هنر که کشف حقیقت و نمایش آن در اثر هنری است، معادل است. منتها تعریفی که از حقیقت در نگرش‌های مختلف می‌شود متفاوت است.
هنرمند به قصددکتر محمدعلی رجبی ، تاریخ تطبیقی نقاشی ایران و غرب شناختن حقیقت از ظاهر امور به باطن آن‌ها سیر می‌کند تا بفهمد اراده‌ی خداوند در ظهور آن‌ها چه بوده است. لذا هنرمند به منشأ زیبایی و وجه ثابت آن می‌رود. با این سیر، هنر انکشاف حقیقت و عین تفکر است (هرچند طریقش با طریق فیلسوف و عارف و... متفاوت است). آنچنان که در تمامی فتوت‌نامه‌ها و دستورات هنرهای اصیل گفته‌اند، شرط این سیر، گذشت از خویشتن است که اگر چنین نباشد، چشم و گوش ما بطون امور را نمی‌بیند و نمی‌شنود. در فتوت‌نامه‌ی سلطانی به سالک این طریق می‌گوید: «فا»ی فتوت که اول ره است فناست تا فانی نشوی باقی به جلوات رحمانی نخواهی شد.
از این منظر هنر به دو بخش خاص (اثر هنری) و عام (کمال) تقسیم می‌شود؛ در واقع اثر هنری، ظهور هنرِ هنرمند است و در آن، هنر به نمایش درمی‌آید. هنر در معنای عام به هر چیزی که به کمال خود برسد، اطلاق می‌شود.


سلسله در هنر دینی

حکما برای پیمودن راه هنر آدابی را برشمرده‌اند؛ از آن جمله سلسله‌داشتن در پیمودن راه است. در این راه، مقام‌هایی وجود دارد که هم راه را نشان می‌دهند و هم موقف‌هایی برای تجدید قوا و ادامه‌ی راه‌اند. اولین این مقام‌ها، استاد است. سلسله‌ی این اساتید که اجازه‌ی هنرمندی و استادی به شاگردان می‌دهند به بطن می‌رود و تا جایگاه معصومین (علیهم‌السلام) و پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) ادامه می‌یابد. در واقع سلسله، راهی است که معلم اول آن، خداوند است. ما در هنرهای دینی، اولیاء داریم. «ولی»، مظهر اسم «رب» و «عالِم» خداوند است و معلم مظهر اوست و معرفتی که از استاد به شاگردش تفویض می‌شود تا او را در سیر به سوی حقیقت یاری رساند از همین ظاهر و مظهر است. می‌بینیم که در اینجا، استاد، جانشین ولی‌الله و پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) است. استاد، جانشین ولی‌الله است و در برابر آن شاگردی وجود دارد که به قول نجم‌الدین رازی باید مانند مرده در دستان مرده‌شور باشد.


مشق نظر، مشق قلم و مشق خیال

مرحوم میرعماد (یا به نقلی باباشاه اصفهانی) در رساله‌ی آموزش خوشنویسی می‌گوید که مشق سه نوع است: مشق نظر، مشق قلم و مشق خیال. در مشق نظر می‌گوید آنقدر به دست استاد و آثار او نگاه کن و در آن‌ها تعمق کن که دل و جانت با آن انس بگیرد و نسبت به این راه پرخطر ارادتی پیدا کنی. در مشق قلم، از روی سرمش‌های استاد، مشق کن. با مشق از استاد، اصول به دست می‌آید که اگر اصول نباشد انحراف ایجاد خواهد شد. در مشق خیال، استادان ظاهری کنار می‌روند و خود خداوند از طریق خیال تو، استادت می‌شود. در اینجا از طریق خیال، نسبت خودت با حقیقت را بیان می‌کنی. در این مقام، جلوه‌ی شاهد حقیقی در اثر تو جلوه می‌کند و از اینجاست که زیبایی مطرح می‌شود. این زیبایی که از جلوات حق است، موهبت الهی است. در متون قدیمی ما می‌گویند امر زیبا -که مهم‌ترین موهبت الهی است- به فردی داده می‌شود که با تحمل رنج مقدس از ظاهر به باطن امور سیر کرده است.


انصراف از حق به خود

راه دیگری که در مسیر سیر به حقیقت وجود دارد مسیری است که غرب رفته است. غربیان هم به دنبال حق بوه‌اند اما حق را به گونه‌ای تعریف کردند که نشان دیگری به آن‌ها داده شده است. راهی که بر آن‌ها ظاهر شده است آن‌ها را به طاغوت می‌برد. انسان زمانی طغیان می‌کند که خود را ببیند و نتواند از خودش بگذرد. دوران اسطوره در یونان باستان با عینیت‌بخشیدن به مظاهر حق آغاز شد. در یونان باستان کم‌کم اسطوره کم‌رنگ شد و توجه به انسان رشد کرد. در این دوران هنر به سرعت -در ظاهر- رشد کرد تا جایی که حتی حالات روحی و درونی افراد را روی سنگ نشان دادند.
چون اصالت به انسان و چشم انسان داده می‌شود، پرسپکتیو به‌شدت ظهور می‌کند. می‌توان گفت اختلاف اساسی در ظهور اثر هنری در شرق و غرب، پرسپکتیو است. پرسپکتیو یعنی دیدن جهان از موضع «من»؛ در مقابل، ما در فرهنگمان -که فرهنگ شرق را نمایندگی می‌کرده است- واژه‌ای به نام «نیهور» به معنای دیدن جهان از منظر حق داشته‌ایم. در غرب در مسیر پرسپکتیو آنقدر اغراق می‌شود که در رنسانس به شرمپلوی یا چشم‌گول‌زن می‌رسد تا جایی که صور نقاشی، مجسمه به نظر می‌رسد. زمانی هم که علیه آن عصیان می‌کند، به نفسانیت تام می‌رود و تمام قواعد را دور ریخته و قاعده‌ی هنر می‌شود «من آنی» (اراده‌ی آنی). به قول هگل، روح از هر قاعده و قانونی آزاد می‌شود، و نهایتاً این سیر هنر پست‌مدرن می‌رسد. به خاطر حاکمیت من آنی در دوران معاصر، صدها ایسم به وجود آمده‌اند؛ به نحوی که دیگر وجود مکتب لغو می‌شود. ایسم‌ها به تاریخ بسته هستند و برای انسان امروز که اکنون‌زده و بدون تاریخ شده است، دیگر ایسم معنایی ندارد. لذا هنرمند، امروز کاری می‌کند و فردا کار دیگری. دیگر مانند گذشته نمی‌توان در کار هنرمندان سیری را مشاهده کرد.


سنت در هنر رحمانی و شیطانی

هم در هنر رحمانی و هم در هنر شیطانی سنت وجود دارد. سنت در هنر رحمانی دارای سلسله‌ای است که در نهایت به امر مجرد ختم می‌شود و در آن محو می‌گردد. ریشه‌ی سنت در اسم «القدیم» حق است. از آنجایی هم که حق دائماً ظهور می‌کند و تقرر در زمان دارد، مظهر اسم «الحی» می‌شود و لذا برای زمانه‌ی خودش بهترین صورت هنر است. از آن جهت هم که سنت روی به آینده دارد و پیشرو است، مظهر اسم «الباقی» شده و به سوی «بقیه الله» پیش می‌رود. با این تعریف از سنت، هنر سنتی با پشتوانه‌ی گذشته سخن امروز را می‌گوید و در همان حال نگاه به آینده دارد. به این اعتبار وقتی فکر می‌کنیم حرف جدیدی زده‌ایم در واقع ناگفته‌ی قدیم را آشکار کرده و ناگفته‌ای برای آینده می‌گذاریم.
اما در سنت غربی، برعکس سنت دینی که «إنا لله و إنا الیه راجعون» است، هنر از من به من باز می‌گردد. لذا در هنر غربی باید طوری کار کنید که اگر امضا هم نکردید، مشخص باشد اثر شماست. سنت غربی، انسان را به گذشت از مقام‌ها و به سوی ظاهر دعوت می‌کند. لذا باید دوره‌ی گذشته را نفی کرد تا دوره‌ی جدید اثبات شود. لذا این سنت به طور طبیعی به بحران می‌رسد. برعکس سنت دینی چون رو به الله –و به تبع آن، بقیه‌الله- دارد، رو به کمال است.
به سبب اینکه حق، امر ثابتی است، هنر دینی به امر ثابت تکیه می‌کند و از اینجا بحث سنتِ ثابت مطرح می شود. البته حقیقتِ سنت تغییر و تبدیل نمی‌پذیرد و مظاهر آن دائماً در حال دگرگونی هستند.

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی