دکتر محمدحسین رجبی
وقایع بعد از رحلت رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله)
هدف از برگزاری این دوره، توجه به سیرهی سیاسی و عملکرد ائمه (علیهمالسلام) در قبال وقایع زمان خود است تا بتوانیم از آنها برای وقایع این دوره عبرت بگیریم چراکه قول و فعل ایشان برای ما حجت است.
با رحلت حضرت رسول (صلیاللهعلیهوآله) مسلمانان دچار دو دستگی شدند، منشاء این دو دستگی در ابتدا سیاسی و برای خلافت و جانشینی بود اما بعدها عقیدتی و فکری نیز شد و باعث ظهور فرقههای مختلف در جهان اسلام شد.
رحلت رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله)
پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) اندکی قبل از وفات، سپاهی را به فرماندهی جوانی به اسم اسامه بن زید برای جنگ موته، تشکیل داده و دستور داد همه جزء قلیلی از بنیهاشم سپاه را همراهی کنند؛ حتی متخلفان را لعنت کرد. با این کار، مدینه در زمان فوت ایشان خلوت شده و زمینه برای حاکم شدن امیرالمؤمنین (علیهالسلام) مناسب میشد. اما قبل از حرکت سپاه حال پیامبر (علیهالسلام) رو به وخامت رفت. خبر به سپاه رسید و سپاه متفرق شد و تأخیر اسامه در حرکت سپاه مزید بر علت شد. پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) وفات یافت ولی عمر اجازه نداد که خبر آن در شهر پخش شود. ابتدا فردی را به روستای سنح فرستاد که ابوبکر در آنجا بود. وقتی که ابوبکر به مدینه رسید، عمر پذیرفت که حضرت وفات یافتهاند و خبر پخش شد.
دلایل مخالفت با جانشینی امیرالمؤمنین (علیهالسلام)
قریش از 40 تیره تشکیل شده بود که تیرههای برتر آن بنیهاشم، بنیامیه، بنیمخزوم، بنیزهره، بنیعبدالدار، بنیسهم، بنی جمح و بنیاسد بودند چنانکه عمر بن خطاب گفته بود که رسالت برای بنیهاشم کافیست و خلافت باید در قریش بچرخد. همچنین قریشیها از امیرالمؤمنین (علیهالسلام) کینه داشتند چرا که حضرت تنها در جنگ بدر 36 نفر را کشته بود که بستگان مهاجرین کنونی بودند.
انصار کینهای از امیرالمؤمنین (علیهالسلام) نداشتند بلکه چون میدانستند که مهاجرین جانشینی او را نخواهند پذیرفت، میخواستند قبل از مهاجرین برای جانشینی پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) اقدام کنند و خود به این مقام برسند.
حادثهی سقیفه
سقیفه به معنی سقف کوتاه است و قبایل عرب تا قبل از ظهور اسلام، برای برقراری جلسات سری خود چنین مکانهایی داشتند. سقیفهی بنی ساعده که نام آن در تاریخ اسلام مشهور است، مربوط به تیرهی بنیساعده از قبیلهی خزرج بود. این مکان از زمان هجرت پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) به مدینه، تعطیل شده بود؛ چرا که مسلمانان دیگر امر پنهانی نداشتند و مسجد پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) محل شور و تصمیمگیری شده بود.
اهالی مدینه که انصار نام گرفتند از دو قبیلهی اوس و خزرج بودند. سعدبن معاذ رئیس اوس و سعدبن عباده رئیس قبیلهی خزرج بود. معاذ در جنگ خندق شهید شد و سعدبن عباده رئیس کل انصار شد.
پس از رحلت پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله)، انصار در سقیفه جمع شدند و جانشینی را به بحث گذاشتند. سعدبن عباده در آن مجلس گفت که ما بودیم که پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) را کمک کردیم تا اسلام گسترش یابد لذا جانشینی حق ماست و نه مهاجرین. در ابتدا پیشنهاد جانشینی به خود او شد.
بیعت با ابوبکر
ابوبکر، عمر بن خطاب، ابوعبیدهی جراح و عبدالرحمن بن عوف و به روایت برخی مغیره بن شعبه، افرادی از مهاجرین بودند که وارد سقیفه شدند. بعد از بحثهایی که صورت گرفت، ابوبکر با بیان اینکه اگر جانشین از اوسیها باشد، خزرجیها مخالفت خواهند کرد و اگر از خزرجیها باشد اوسیها؛ بر اوضاع مسلط شد و گفت که عمر و ابوعبیده لایق جانشینیاند. آنها نیز خود ابوبکر را شایسته دانستند. بشیر بن سعد که از خزرج بود، شتابزده برای بیعت با ابوبکر شتافت و در پی آن دیگران نیز بیعت کردند.
اجتماع سقیفه به سمت مسجد حرکت کردند تا بیعت را علنی کنند و این کار انجام شد در حالی که حضرت امیر (علیهالسلام) مشغول به انجام مراسم دفن حضرت رسول (صلیاللهعلیهوآله) بود.