پگاه روزگار نو _________

مؤسسه فرهنگی هنری ___

پگاه روزگار نو _________

مؤسسه فرهنگی هنری ___

آخرین نظرات
  • ۳۰ شهریور ۹۴، ۱۸:۵۹ - زهرا
    سلام

۱ مطلب با موضوع «فلسفه علم :: فلسفه علم متأخر» ثبت شده است

علیرضا شفاه


ارکان فلسفه علم پس از پاپر

به طور معمول در کلاس‌هایی با عنوان فلسفه‌ی علم تلاش می‌شود با تأکید بر افراد به تبیین نظرات آن‌ها در این حوزه پرداخته شود. اما در طرح این کلاس، به ارکان فلسفه علم پس از پوپر خواهیم پرداخت. برخی از این مفاهیم به صورت خاص توسط فیلسوفان و در حوزه فلسفه علم طرح و مورد بررسی قرار گرفته اما برخی دیگر به صورت درجه دوم و براساس سلیقه‌ی فلسفی انتخاب گردیده است. در این جلسه این چهار رکن، معرفی خواهند شد.


زمینه‌گرایی

زمینه‌گرایی یا بافت‌گرایی در نظریه‌های استاد علیرضا شفاه ، فلسفه علم متأخرمعنا (Contextualism) بدین معناست که معنای یک کلمه یا عبارت به واسطه ارتباطی که با دیگر عبارات دارد، معنا پیدا می‌کند. مانند معنای «انرژی» که در شبکه یا نظامی از مفاهیم و گزاره‌ها معنای خود را پیدا می‌کند. مثلاً از منظر کوهن، معنا ضمن فعالیت عملی و در جامعه‌ی علمی شکل می‌گیرد اما از منظر فایرابند معنا براساس نظریه‌های دیگر مشخص می‌شود. بدین لحاظ زمینه‌گرایی به دو حالت «عملی و نظری» تقسیم می‌گردد.
در برابر این رویکرد، دو دیدگاه نظریه‌ی پدیدارشناسی و نظریه‌ی ابزارگرایانه‌ی معنا وجود دارد.
الف) نظریه‌ی پدیدارشناسی: معنای هر چیزی در تجربه و از محسوسات بالذات به دست می‌آید.
ب) نظریه‌ی ابزارگرایانه: نظریه‌ها صرفاً ابزاری برای پیش‌بینی هستند. بر این اساس، معنایی در نظریه‌های فیزیک کوانتوم نباید جست‌وجو کرد.


گسست یا انقلاب

تفاوت گسست با تغییر در آن است که در حرکت و تغییر، اتصال و پیوستگی وجود دارد اما در انقلاب، گسستگی هست؛ یعنی یک چیز تمام شده و چیز دیگری آغاز می‌گردد. معمای حرکت در اصل این است که چگونه یک چیز در مقصد غیر از آن چیز در مبدأ است (تعریف تغییر) اما در عین حال همان چیز است و وحدت ذاتی خود را حفظ می‌کند. نکته قابل توجه آن است که قول به زمینه‌گرایی مستلزم قول به انقلاب است و نه تغییر و حرکت. لذا فایرابند بحث ناهم‌مقیاسی را طرح کرد.


اسطوره (هدف یا تعلق)

پوپر، ساحتی ماقبل آگاهی قائل شده بود که همان ساحت اهداف و غایات و ایدئولوژی بود که به آن اسطوره گفتیم و در بحث از «مسئله» آن را مطرح کرده است. لذا این ساحت برای دستگاه فکری پوپر خیلی مهم است.


پراکسیس (مربوط به عمل)

پراکسیس را به معنای ساحت عمل ماقبل آگاهی می‌توان گرفت. اینکه آگاهی روی این ساحت بنا شده است (این ساحت تقوم‌بخش همه چیز است حتی آگاهی) در اندیشه‌های مارکس، ویتگنشتاین دوم و کوهن به صورت بارز حضور دارد.
بحث بین پوپر و کوهن در این است که کوهن به تبعیت از ویتگنشتاین، فعالیت (یا همان پراکسیس) را مقدم بر اهداف و غایات می‌داند اما پوپر، ایدئولوژی را بر مسئله (یا همان پراکسیس) مقدم می‌داند.
در نزد کوهن، فعالیت (پیروی از قاعده در ویتگنشتاین) تا حدی مفهومی خنثی است اما در پوپر، مسئله به شدت جهت‌دار است و با اهداف و غایات گره خورده است.