پگاه روزگار نو _________

مؤسسه فرهنگی هنری ___

پگاه روزگار نو _________

مؤسسه فرهنگی هنری ___

آخرین نظرات
  • ۳۰ شهریور ۹۴، ۱۸:۵۹ - زهرا
    سلام

۲ مطلب با موضوع «اسلام :: تاریخ فقه با تاکید بر فقه سیاسی» ثبت شده است

 دکتر احمد رهدار


دوره‌ی صحابه

به نظر بنده، دوران صحابه از زمان رحلت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) آغاز شده و تا آغاز امامت امام باقر (علیه‌السلام) ادامه دارد. در نظر ما صحابه کسانی هستند که در زمان حیات پیامبر خاتم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) از ایشان چیزهایی آموخته‌‌اند (نه اینکه تنها ایمان آورده باشند) و بعد از رحلت پیامبر (صلی‌تاریخ فقه سیاسی شیعه، احمد رهدارالله‌علیه‌وآله) از قول ایشان یا از فعل ایشان روایاتی را بیان داشته‌اند.
در این دوره، بنیان‌های فقه شکل گرفته است که در ادامه به آن اشاره می‌شود.


1. ویژگی‌های اجتماعی سیاسی دوره‌ی صحابه

     اکثر مردم بی‌سواد بودند یا حداقل تنها توانایی خواندن قرآن را داشتند.
    جامعه هنوز بسیط‌ است و در نتیجه اجتهادورزی در آن ساده است.
    تعارضات و اختلافات در فقه هنوز ظهور نکرده است چراکه صحابه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) همگی افرادی زاهد و باتقوا بودند و مسائل را صحیح بیان می‌کردند و مورد قبول عموم مردم هم بودند. اگر اختلافی در فقه بروز می‌کرد، ناشی از خواست حکومت در تغییر میزان و معیاری بود.
    بحران‌ها و درگیری‌ها به سطح حکومت محدود بود مانند ماجرای خوارج اما در سطح عمومی جامعه آرامش حاکم بود و اختلافی وجود نداشت.
    فقه هنوز تبدیل به نرم‌افزار و یا ابزاری در دست حکومت نشده بود و جنبه‌ی شغل و پیشه برای افرادی نداشت که از یک جناح و یا گروه طرفداری کنند بلکه همان صحابه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بودند که مورد رجوع مردم بودند.
    اولین کتابت‌های فقه در این دوره انجام شده است و افرادی بیانات امیرالمومنین امام علی (علیه‌السلام) را در کتبی نقل کرده‌اند.


2. رویکرد حکومتی و عمومی نسبت به سنت نبوی

در زمان خلیفه‌ی اول کتابت حدیث و در زمان خلیفه‌ی دوم نقل حدیث ممنوع شد. در این دوران شعار «حسبنا کتاب الله» با اغراض سیاسی مطرح شد چراکه اگر روایات نبوی مطرح می‌شد جریان خلافت، مشروعیت خود را از دست می‌داد. البته بعداً توسط علمای اهل سنت توجیهاتی هم برای آن دست‌وپا شد. از سوی دیگر در دوران معاویه، جریانی برای جعل حدیث شکل گرفت که در سه سطح به جعل روایات نبوی پرداخت:
اول، شبیه به روایاتی که در آن‌ها فضائلی مختص به اهل بیت (علیه‌السلام) مطرح شده بود مانند حدیث کساء ساخته شد تا این اختصاص از بین برود.
دوم، جعل روایاتی با هدف تغییر مبانی اعتقادی جامعه اسلامی با موضوعاتی درباره‌ی جبر و اختیار، قضا و قدر، تجسیم الهی توسط ابوحریره و کعب‌الاحبار و....
سوم؛ جعل روایاتی در موضوعات فقهی.
لازم به ذکر است ممنوعیت نقل روایات نبوی در یک دوره پس از رحلت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، زمینه‌ی اجتماعی پذیرش این احادیث جعلی را فراهم کرده بود.


3. موارد مطرح‌شده در این دوره در مورد قرآن

قرآن مهم‌ترین و اولین منبع احکام اسلامی است و همه‌ی فرق اسلامی بر آن توافق دارند. اهل سنت معتقدند جمع‌آوری قرآن در زمان ابوبکر و به پیشنهاد عمر صورت گرفته اما بر اساس نظر دکتر ابولقاسم گرجی در کتاب تاریخ فقه و فقها، قرآن در زمان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) جمع‌آوری شده است. البته بعید نیست که جمع‌آوری قرآن در زمان عمر به صورت استنساخ بوده باشد.
در این دوره بحث‌هایی پیش می‌آید مبنی بر اینکه تا چه میزان می‌توان قرآن را به صورت عرفی فهم کرد و مسئله تفسیر به رأی چه می‌شود در مورد مسائلی که نظر صریح قرآنی و سنت نبوی در مورد آن‌ها وجود ندارد.
سوال دیگر این بود که آیا می‌توان عمومات قرآن را تخصیص زد. یعنی اینکه خبر واحدی وجود داشته باشد و مبتنی بر آن، یکی از نصوص قرآن را در مواردی نسبت به آن، تفسیر کرد.

4. روی‌آوری به عقل به عنوان منبعی حجیت‌دار برای شرع

جریان حاکم، هر روزه با مسائلی جدیدی رو به رو می‌شد اما از آنجا که اهل سنت تنها به قرآن و احادیث نبوی دسترسی داشتند، ناچار به یافتن منبعی بودند که بتواند نیازهای آنان را برطرف کند و ضعف محتوای آنان را در استنباط و استنتاج احکام فقهی جبران کند. یکی از این راه‌حل‌ها، پذیرفتن عقل به عنوان یک منبع حجیت‌آور بود. البته در این دوره هنوز از کلمه عقل استفاده نمی‌شد و به آن رأی می‌گفتند. از اینجا مکتب رأی شکل می‌گیرد. (البته اهل سنت تا 11 منبع فقهی را نیز برشمرده‌اند.)

5. اجماع

اهل سنت برای اجماع آنچنان اعتباری قائلند که نامشان «اهل السنة و الجماعه» است و در هیچ یک از مکاتب فقهی اهل سنت، اجماع از حجیت نمی‌افتد. جماعت در این رویکرد، جایگزین امام معصوم (علیه‌السلام) در نظر شیعه شده است. مثلا این رویکرد، خلیفه را به سبب اجماع مشروع می‌دانند در حالی‌ که در تاریخ واقعی اسلام، هیچگاه اجماع صورت نگرفته است.

حجت‌الاسلام دکتر احمد رهدار


مقدمه

در عصر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) قاریان قرآن و کُتّاب وحی محل رجوع مردم برای پاسخ‌گویی به مسائل بودند. در دوره‌ی خلفای راشدین، راویان حدیث و در عصر تابعین، محدثین این نقش را بر عهده داشتند. در زمان تابعین هم، فقها به مسائل مردم پاسخ می‌گویند که امروز به آن‌ها مجتهد می‌گوئیم.
فقه (یا همان اجتهاد به معنای امروزین آن) از زمانی آغاز می‌شود که حجت الهی دیگر در دسترس نباشد لذا از زمان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) تا آغاز دوران غیبت، «عصر تشریع» است و یا به عبارتی «دوران پیشافقه». چراکه تا زمانی که معصوم (علیه‌السلام) در دسترس است، سؤالات و مسائل مستحدثه، توسط معصوم (علیه‌السلام) پاسخ داده می‌شود. البته اهل سنت، عصر تشریع را فقط دوران پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌دانند.
پیغمبر خاتم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) اجتهاد -به معنای مصطلح آن- نمی‌ورزیده‌اند چون اجتهاد مسبوق به جهل و معطوف به ظنّ مجتهد است. همچنین پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) متصل به لوح محفوظ است، پس هیچ دلیلی تاریخ فقه سیاسی شیعه، احمد رهداربرای اجتهاد وجود نداشته است. اگر پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در جایی هم اجتهاد تطبیقی می‌ورزیده و قواعد را بر مصادیق تطبیق داده باشند، برای فهمیدن نتیجه نبوده بلکه برای نشان‌دادن فرایند استدلال و تفکر بوده است.
البته در دوره‌ی حضور معصومین (علیه‌السلام) هم تلاش‌های فقهی انجام می‌شده است، چراکه مثلاً زمان لازم برای مراجعه به معصوم وجود نداشته و یا اینکه دسترسی به معصوم (علیه‌السلام) امکان‌پذیر نبوده است. در این موارد، مثلاً صحابه از سخن پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) تفسیری خاص ارائه می‌کرده‌اند؛ یا اینکه امام صادق (علیه‌السلام) مردم را در پاسخ برخی سؤالات به شاگردان خود ارجاع می‌دانند تا آن‌ها تلاش کنند و جواب آن سؤالات را از سخن ایشان استنباط کنند.
دو سنت مختلف در اجتهاد وجود دارد:
(1) مکتب حدیث: در این مکتب، فقط به روایات و احادیث پرداخته می‌شود و استنتاج موارد مستحدثه بر همین اساس است. سه شاخه از چهار شاخه‌ی فقهی اهل تسنن (یعنی همه به جز شاخه ابوحنیفه) پیرو این سنت هستند که هر سه در مدینه حضور داشتند. اجتهاد شیعی نیز در این سنت جای دارد.
(2) مکتب رأی: که بر اساس نظر خود فرد مجتهد عمل می‌شود و شاخه‌ی حنفیه پیرو آن است و در عراق جریان داشته و دارد. این سنت به حدیثی از پیامبر در ماجرای انتصاب معاذ بن جمل به‌ عنوان والی یمن اشاره می‌کند که به ‌دلیل ضعف سند، مورد تأیید شیعه نیست. همچنین حداکثر می‌توان گفت که این روایت، اختصاص به قضاوت دارد نه افتاء.


زمان حیات پیامبر خاتم (صلی‌الله‌علیه‌وآله)


1. ویژگی‌های عصر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)

الف) هم‌عصربودن با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و زیستن در تجربه‌ی نبوی (مثلاً اطلاع از شأن نزول آیات و شأن صدور روایت) و نیز آسانی فهم صحت‌وسقم روایات، موجب آسان‌بودن اجتهاد در این دوره است. یعنی اصحاب به آسانی پاسخ مشکلات شرعی خود را می‌یافتند.
ب) کم‌تر بودن تعداد روایات نیز فهم مسائل دینی را راحت می‌کرد.
ج) جامعه در آن زمان، بسیط و مسائل آن نیز کم بوده و درباره‌ی همان مسائل نیز، اکثراً نص قرآن و رفتار یا سخن پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)موجود بوده است.
د) در این دوره، با نظریات متضاد و متناقض وجود ندارد و یکپارچگی در بین اصحاب در مورد مسائل به چشم می‌خورد.
لازم به تذکر است که هیچ نمونه‌ای از اجتهاد به‌صورت ثبت‌شده در مکه نداریم. لذا اجتهادورزی بعد از هجرت آغاز شده است.


2. منابع اجتهاد در عصر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)

منابع اجتهاد در عصر پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، فقط قرآن و سنت بوده است و عقل به عنوان یک منبع عمومی که از آن دو استفاده می‌کند، لحاظ می‌شده است. اجماع و قیاس و استحسان و استصلاح مربوط به ادوار بعد است. در نزد تشیع منشأ سنت، همان وحی است.