پگاه روزگار نو _________

مؤسسه فرهنگی هنری ___

پگاه روزگار نو _________

مؤسسه فرهنگی هنری ___

آخرین نظرات
  • ۳۰ شهریور ۹۴، ۱۸:۵۹ - زهرا
    سلام

۲ مطلب با موضوع «اسلام :: تاریخ اسلام» ثبت شده است

دکتر محمدحسین رجبی


وقایع دوره‌ی خلافت خلفای اول تا سوم

در این جلسه، به وقایع بعد از رحلت رسول خدا در عربستان می‌پردازیم و نحوه‌ی به خلافت رسیدن عمر و عثمان را بیان می‌کنیم.


مخالفان خلافتدکتر محمدحسین رجبی ، تاریخ اسلام ابوبکر

اول. اصحاب برگزیده‌ی پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و جمعی از بنی‌هاشم:
تنها 12 نفر از اصحاب به امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) وفادار ماندند: سلمان، ابوذر، مقداد، عمار، زبیر، خالدبن سعیدبن عاص (از انصار) و ابوالهیثم ابن تیهان، خزیمه ابن ثابت، ابوایوب انصاری، عثمان بن حنیف انصاری، سهل بن حنیف، براء بن عازب انصاری (از مهاجرین).
البته طرفداری بنی‌هاشم از امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) بیشتر از تعصب قومی بود مانند پسران ابی‌لهب.
دوم. گروهی از خزرج:
اینان به طرفداری از سعدبن عباده مخالفت می‌ورزیدند. سعدبن عباده تا زنده بود با ابوبکر بیعت نکرد. در اواسط دوره‌ی خلافت عمر به شام رفت و به طرز مشکوکی در آنجا کشته شد.
سوم. بنی‌امیه و بنی‌زهره:
این افراد با ابوبکر مخالفت کردند ولی جانشینی را معرفی نکردند. بنی‌امیه در خانه‌ی عثمان متحصن شدند و بنی‌زهره در خانه‌ی عبدالرحمن‌بن عوف. اما بعد از مذاکراتی که عمر با عثمان و عبدالرحمن داشت، این دو نیز با ابوبکر بیعت کردند.


واکنش امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) به بیعت مردم با ابوبکر

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) سعی در براندازی مسلحانه حکومت ابوبکر نمود. ایشان به همراه حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) به در خانه‌ی اصحاب و به ‌ویژه انصار می‌رفت و به آنان بیعت خود در غدیر خم را یادآوری می‌کرد. حضرت با ایشان قرار گذاشتند که فردا صبح آن روز با سرهای تراشیده بر سر قرار آیند که گفته‌اند به غیر از همان صحابه‌ی خاص، کسی نیامد. در نتیجه حضرت نتوانستند اقدامی عملی کنند.
12 نفری که در خانه‌ی امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) متحصن شده بودند، تصمیم گرفتند که در مسجد، برای دفاع از حق حضرت، با ابوبکر احتجاج کنند. در جلسه‌ای ابتدا خالد بن سعید بر ابوبکر که بالای منبر بود خطاب کرد که این جایگاه حضرت علی (علیه‌السلام) است و بعد یکی پس از دیگری در رسای ایشان صحبت کردند و دلائل مختلف ارائه کردند. ابوبکر که نتوانست از خود دفاعی کند، به خانه رفت و در خانه ماند اما باز هم مردم که دیدند ابوبکر برای خواندن نماز به مسجد نمی‌آید، با حضرت بیعت نکردند و بعد از سه روز، عمر به منزل ابوبکر رفت و او را به مسجد آورد.
البته حضرت علی (علیه‌السلام) طبق توصیه‌ای که پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرموده‌ بودند، بعد از رحلت ایشان، طی سه روز قرآن را جمع‌آوری کردند که به اندازه یک بار شتر بود. اما خلیفه حاضر به قبول آن نشد چراکه آن قرآن حاوی تفاسیر آیات توسط پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و به خط حضرت علی (علیه‌السلام) بود که این تفاسیر، به نفع خلفا نبود.


دوران خلافت ابوبکر

بیشتر دوران خلافت ابوبکر به مبارزه با پیامبران دروغین، استقلال‌طلبی‌ها و جنگ‌های دیگر گذشت. با وفات پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) قبائل مختلف حاضر به پرداخت زکات نمی‌شدند و خالد بن ولید با لشکرکشی به نقاط مختلف، قبائل و پیامبران دروغین را سرکوب می‌کرد. یکی از این پیامبران دروغین تا نزدیکی مدینه نیز آمد و خلیفه به زحمت توانست او را شکست دهد. یکی از علل سکوت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در مقابل ابوبکر، همین وضع نابسامان عربستان بود.


جانشینی عمر بن خطاب

ابوبکر کمی قبل از وفات، به سراغ عثمان و عبدالرحمن فرستاد و به آن‌ها وصیت کرد که عمر بن خطاب خلیفه شود. هنوز زنده بود که وصیتنامه‌ی او را مبنی بر جانشینی عمر در مسجد خواندند. مردم با این انتخاب مخالفت کردند و طلحه به نمایندگی از مخالفان پیش ابوبکر رفت اما وی اهمیتی به این اعتراض‌ها نداد.


جانشینی عثمان

عمر 10 سال خلافت کرد و نهایتاً به‌دست ابو لؤلؤ که غلامی عجم بود و از او به دلیل تبعیض عرب و عجم خشمگین بود، زخمی شد و پس از مدتی درگذشت. قبل از مرگ گفت: اگر ابوعبیده جراح زنده بود او را خلیفه می‌کردم؛ اگر سالم‌بن عبید زنده بود او را خلیفه می‌کردم. چون آن‌ها فوت کرده‌اند شورایی 6 نفره با حضور امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)، عثمان، عبدالرحمن‌بن عوف، طلحه، زبیر و سعدبن ابی وقاص تشکیل داد.
شروط عمر برای شورا:
• خلیفه باید از میان آنان و توسط آنان تعیین شود.
• اگر کسی در شورا شرکت نکرد، کشته می‌شود.
• اگر آرا مساوی شد، کسی که عبدالرحمن به او رای داده، خلیفه است.
• اگر اقلیت شورا رأی شورا را نپذیرفتند، کشته شوند.
• اگر شورا موفق به تعیین خلیفه نشد، هر 6 نفر کشته شوند.
از ترکیب شورا کاملاً مشخص است که امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) انتخاب نخواهد شد. اما حضرت چاره‌ای جز شرکت در آن را نداشت. هدف عمر این بود که بگوید به حضرت فرصتی برای خلیفه‌شدن داده است اما او خود نخواسته که خلیفه شود. همچنین او را مجبور به پذیرش جانشین خود کند. همچنین در این شورا، به عبدالرحمن اعتباری بالاتر از امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) داده شده است و طلحه و زبیر نیز که تا آن روز امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) را بسیار بالاتر از خود می‌دانستند، همشأن حضرت قرار گرفته بودند و این، انعقاد نطفه‌ی جنگ جمل بود.

دکتر محمدحسین رجبی


وقایع بعد از رحلت رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله)

هدف از برگزاری این دوره، توجه به سیره‌ی سیاسی و عملکرد ائمه (علیهم‌السلام) در قبال وقایع زمان خود است تا بتوانیم از آن‌ها برای وقایع این دوره عبرت بگیریم چراکه قول و فعل ایشان برای ما حجت است.
با رحلت حضرت رسول (صلی‌الله‌علیه‌وآله) مسلمانان دچار دو دستگی شدند، منشاء این دو دستگی در ابتدا سیاسی و برای خلافت و جانشینی بود اما بعدها عقیدتی و فکری نیز شد و باعث ظهور فرقه‌های مختلف در جهان اسلام شد.

دکتر محمدحسین رجبی ، تاریخ اسلام


رحلت رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله)

پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) اندکی قبل از وفات، سپاهی را به فرماندهی جوانی به اسم اسامه‌ بن زید برای جنگ موته، تشکیل داده و دستور داد همه جزء قلیلی از بنی‌هاشم سپاه را همراهی کنند؛ حتی متخلفان را لعنت کرد. با این کار، مدینه در زمان فوت ایشان خلوت شده و زمینه برای حاکم شدن امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) مناسب می‌شد. اما قبل از حرکت سپاه حال پیامبر (علیه‌السلام) رو به وخامت رفت. خبر به سپاه رسید و سپاه متفرق شد و تأخیر اسامه در حرکت سپاه مزید بر علت شد. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) وفات یافت ولی عمر اجازه نداد که خبر آن در شهر پخش شود. ابتدا فردی را به روستای سنح فرستاد که ابوبکر در آنجا بود. وقتی که ابوبکر به مدینه رسید، عمر پذیرفت که حضرت وفات یافته‌اند و خبر پخش شد.


دلایل مخالفت با جانشینی امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)

قریش از 40 تیره تشکیل شده بود که تیره‌های برتر آن بنی‌هاشم، بنی‌امیه، بنی‌مخزوم، بنی‌زهره، بنی‌عبدالدار، بنی‌سهم، بنی جمح و بنی‌اسد بودند چنانکه عمر بن خطاب گفته بود که رسالت برای بنی‌هاشم کافیست و خلافت باید در قریش بچرخد. همچنین قریشی‌ها از امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) کینه داشتند چرا که حضرت تنها در جنگ بدر 36 نفر را کشته بود که بستگان مهاجرین کنونی بودند.
انصار کینه‌ای از امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نداشتند بلکه چون می‌دانستند که مهاجرین جانشینی او را نخواهند پذیرفت، می‌خواستند قبل از مهاجرین برای جانشینی پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) اقدام کنند و خود به این مقام برسند.


حادثه‌ی سقیفه

سقیفه به معنی سقف کوتاه است و قبایل عرب تا قبل از ظهور اسلام، برای برقراری جلسات سری خود چنین مکان‌هایی داشتند. سقیفه‌ی بنی ساعده که نام آن در تاریخ اسلام مشهور است، مربوط به تیره‌ی بنی‌ساعده از قبیله‌ی خزرج بود. این مکان از زمان هجرت پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به مدینه، تعطیل شده بود؛ چرا که مسلمانان دیگر امر پنهانی نداشتند و مسجد پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) محل شور و تصمیم‌گیری شده بود.
اهالی مدینه که انصار نام گرفتند از دو قبیله‌ی اوس و خزرج بودند. سعدبن معاذ رئیس اوس و سعدبن عباده رئیس قبیله‌ی خزرج بود. معاذ در جنگ خندق شهید شد و سعدبن عباده رئیس کل انصار شد.
پس از رحلت پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، انصار در سقیفه جمع شدند و جانشینی را به بحث گذاشتند. سعدبن عباده در آن مجلس گفت که ما بودیم که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) را کمک کردیم تا اسلام گسترش یابد لذا جانشینی حق ماست و نه مهاجرین. در ابتدا پیشنهاد جانشینی به خود او شد.


بیعت با ابوبکر

ابوبکر، عمر بن خطاب، ابوعبیده‌ی جراح و عبدالرحمن بن عوف و به روایت برخی مغیره بن شعبه، افرادی از مهاجرین بودند که وارد سقیفه شدند. بعد از بحث‌هایی که صورت گرفت، ابوبکر با بیان اینکه اگر جانشین از اوسی‌ها باشد، خزرجی‌ها مخالفت خواهند کرد و اگر از خزرجی‌ها باشد اوسی‌ها؛ بر اوضاع مسلط شد و گفت که عمر و ابوعبیده لایق جانشینی‌اند. آن‌ها نیز خود ابوبکر را شایسته دانستند. بشیر بن سعد که از خزرج بود، شتابزده برای بیعت با ابوبکر شتافت و در پی آن دیگران نیز بیعت کردند.
اجتماع سقیفه به سمت مسجد حرکت کردند تا بیعت را علنی کنند و این کار انجام شد در حالی که حضرت امیر (علیه‌السلام) مشغول به انجام مراسم دفن حضرت رسول (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بود.