دکتر محمدحسین رجبی
وقایع دورهی خلافت خلفای اول تا سوم
در این جلسه، به وقایع بعد از رحلت رسول خدا در عربستان میپردازیم و نحوهی به خلافت رسیدن عمر و عثمان را بیان میکنیم.
مخالفان خلافت
ابوبکر
اول. اصحاب برگزیدهی پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) و جمعی از بنیهاشم:
تنها 12 نفر از اصحاب به امیرالمؤمنین (علیهالسلام) وفادار ماندند: سلمان، ابوذر، مقداد، عمار، زبیر، خالدبن سعیدبن عاص (از انصار) و ابوالهیثم ابن تیهان، خزیمه ابن ثابت، ابوایوب انصاری، عثمان بن حنیف انصاری، سهل بن حنیف، براء بن عازب انصاری (از مهاجرین).
البته طرفداری بنیهاشم از امیرالمؤمنین (علیهالسلام) بیشتر از تعصب قومی بود مانند پسران ابیلهب.
دوم. گروهی از خزرج:
اینان به طرفداری از سعدبن عباده مخالفت میورزیدند. سعدبن عباده تا زنده بود با ابوبکر بیعت نکرد. در اواسط دورهی خلافت عمر به شام رفت و به طرز مشکوکی در آنجا کشته شد.
سوم. بنیامیه و بنیزهره:
این افراد با ابوبکر مخالفت کردند ولی جانشینی را معرفی نکردند. بنیامیه در خانهی عثمان متحصن شدند و بنیزهره در خانهی عبدالرحمنبن عوف. اما بعد از مذاکراتی که عمر با عثمان و عبدالرحمن داشت، این دو نیز با ابوبکر بیعت کردند.
واکنش امیرالمؤمنین (علیهالسلام) به بیعت مردم با ابوبکر
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) سعی در براندازی مسلحانه حکومت ابوبکر نمود. ایشان به همراه حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) به در خانهی اصحاب و به ویژه انصار میرفت و به آنان بیعت خود در غدیر خم را یادآوری میکرد. حضرت با ایشان قرار گذاشتند که فردا صبح آن روز با سرهای تراشیده بر سر قرار آیند که گفتهاند به غیر از همان صحابهی خاص، کسی نیامد. در نتیجه حضرت نتوانستند اقدامی عملی کنند.
12 نفری که در خانهی امیرالمؤمنین (علیهالسلام) متحصن شده بودند، تصمیم گرفتند که در مسجد، برای دفاع از حق حضرت، با ابوبکر احتجاج کنند. در جلسهای ابتدا خالد بن سعید بر ابوبکر که بالای منبر بود خطاب کرد که این جایگاه حضرت علی (علیهالسلام) است و بعد یکی پس از دیگری در رسای ایشان صحبت کردند و دلائل مختلف ارائه کردند. ابوبکر که نتوانست از خود دفاعی کند، به خانه رفت و در خانه ماند اما باز هم مردم که دیدند ابوبکر برای خواندن نماز به مسجد نمیآید، با حضرت بیعت نکردند و بعد از سه روز، عمر به منزل ابوبکر رفت و او را به مسجد آورد.
البته حضرت علی (علیهالسلام) طبق توصیهای که پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) فرموده بودند، بعد از رحلت ایشان، طی سه روز قرآن را جمعآوری کردند که به اندازه یک بار شتر بود. اما خلیفه حاضر به قبول آن نشد چراکه آن قرآن حاوی تفاسیر آیات توسط پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) و به خط حضرت علی (علیهالسلام) بود که این تفاسیر، به نفع خلفا نبود.
دوران خلافت ابوبکر
بیشتر دوران خلافت ابوبکر به مبارزه با پیامبران دروغین، استقلالطلبیها و جنگهای دیگر گذشت. با وفات پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) قبائل مختلف حاضر به پرداخت زکات نمیشدند و خالد بن ولید با لشکرکشی به نقاط مختلف، قبائل و پیامبران دروغین را سرکوب میکرد. یکی از این پیامبران دروغین تا نزدیکی مدینه نیز آمد و خلیفه به زحمت توانست او را شکست دهد. یکی از علل سکوت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در مقابل ابوبکر، همین وضع نابسامان عربستان بود.
جانشینی عمر بن خطاب
ابوبکر کمی قبل از وفات، به سراغ عثمان و عبدالرحمن فرستاد و به آنها وصیت کرد که عمر بن خطاب خلیفه شود. هنوز زنده بود که وصیتنامهی او را مبنی بر جانشینی عمر در مسجد خواندند. مردم با این انتخاب مخالفت کردند و طلحه به نمایندگی از مخالفان پیش ابوبکر رفت اما وی اهمیتی به این اعتراضها نداد.
جانشینی عثمان
عمر 10 سال خلافت کرد و نهایتاً بهدست ابو لؤلؤ که غلامی عجم بود و از او به دلیل تبعیض عرب و عجم خشمگین بود، زخمی شد و پس از مدتی درگذشت. قبل از مرگ گفت: اگر ابوعبیده جراح زنده بود او را خلیفه میکردم؛ اگر سالمبن عبید زنده بود او را خلیفه میکردم. چون آنها فوت کردهاند شورایی 6 نفره با حضور امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، عثمان، عبدالرحمنبن عوف، طلحه، زبیر و سعدبن ابی وقاص تشکیل داد.
شروط عمر برای شورا:
• خلیفه باید از میان آنان و توسط آنان تعیین شود.
• اگر کسی در شورا شرکت نکرد، کشته میشود.
• اگر آرا مساوی شد، کسی که عبدالرحمن به او رای داده، خلیفه است.
• اگر اقلیت شورا رأی شورا را نپذیرفتند، کشته شوند.
• اگر شورا موفق به تعیین خلیفه نشد، هر 6 نفر کشته شوند.
از ترکیب شورا کاملاً مشخص است که امیرالمؤمنین (علیهالسلام) انتخاب نخواهد شد. اما حضرت چارهای جز شرکت در آن را نداشت. هدف عمر این بود که بگوید به حضرت فرصتی برای خلیفهشدن داده است اما او خود نخواسته که خلیفه شود. همچنین او را مجبور به پذیرش جانشین خود کند. همچنین در این شورا، به عبدالرحمن اعتباری بالاتر از امیرالمؤمنین (علیهالسلام) داده شده است و طلحه و زبیر نیز که تا آن روز امیرالمؤمنین (علیهالسلام) را بسیار بالاتر از خود میدانستند، همشأن حضرت قرار گرفته بودند و این، انعقاد نطفهی جنگ جمل بود.